هر 7 دقیقه یک تعرض جنسی در اوبر؛ سرمایه‌داری در برابر زنان

کالبدشکافی ۴۰۰,000 پرونده مسکوت در امپراتوری اوبر

در ویترین پرزرق‌وبرق «سیلیکون‌ولی»، جایی که تکنولوژی وعده رفاه، امنیت و آزادی می‌دهد، واقعیتی تاریک در جریان است. پلتفرم‌های سفر اشتراکی (تاکسی اینترنتی) که قرار بود جایگزینی امن برای حمل‌ونقل سنتی باشند، به بستری برای یکی از بزرگترین بحران‌های ایمنی سیستماتیک در تاریخ خدمات مدرن تبدیل شده‌اند.

داده‌های جدید و تحلیل‌های عمیق از وضعیت داخلی غول این صنعت، یعنی «اوبر» (Uber)، نشان می‌دهند که آنچه تاکنون در قالب «گزارش‌های ایمنی» منتشر می‌شد، تنها نوک کوه یخ بوده است. آمار تکان‌دهنده‌ای که حاکی از ثبت یک گزارش تعرض یا رفتار جنسی نامناسب در هر 7 دقیقه است، پرده از یک فاجعه خاموش برمی‌دارد. ناگفته‌های صورتی با استناد به داده‌های تجمیعی سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲، به بررسی شکاف عظیم میان «روایت شرکتی» و «واقعیت میدانی» می‌پردازد و نسبت این ناامنی را با جریان‌های انحرافی مدعی حقوق زنان می‌سنجد.

داده‌کاوی بحران: از ۱۲ هزار تا ۴۰۰ هزار؛ بازی با اعداد

هسته اصلی این بحران در نحوه مدیریت و دسته‌بندی داده‌ها نهفته است. برای سال‌ها، اوبر با انتشار گزارش‌های گزینشی، تلاش کرده است تا بحران تعرض جنسی را «نادر» و «کنترل‌شده» جلوه دهد. اما نگاهی دقیق به اسناد و داده‌های تجمیعی پنج‌ساله (۲۰۱۷-۲۰۲۲) حقیقتی دیگر را آشکار می‌کند.

روایت رسمی در برابر واقعیت آماری

اوبر در گزارش‌های رسمی خود، معمولاً بر روی پنج دسته بسیار شدید از جرائم تمرکز می‌کند (مانند تجاوز کامل یا لمس اندام‌های جنسی). طبق این فیلتر تنگ‌نظرانه، آمار حوادث «جدی» حدود ۱۲,۵۲۲ مورد اعلام شده است. ۱و۲ اگرچه همین عدد نیز برای یک سرویس خدماتی فاجعه‌بار است، اما تمام ماجرا نیست.

داده‌های جامع‌تر که شامل تمامی سطوح «تعرض جنسی» و «رفتارهای جنسی نامناسب» هستند، نشان می‌دهند که تعداد کل گزارش‌های ثبت‌شده در سیستم داخلی این شرکت در بازه پنج‌ساله به رقم سرسام‌آور ۴۰۰,۱۸۱ مورد می‌رسد. برای درک عمق این فاجعه، باید داده‌ها را به مقیاس زمانی خرد تبدیل کنیم:

  • مجموع گزارش‌ها: ۴۰۰,۱۸۱ مورد
  • بازه زمانی: ۵ سال (۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲)
  • میانگین سالانه: حدود ۸۰,۰۰۰ گزارش
  • میانگین روزانه: حدود ۲۱۹ گزارش
  • میانگین ساعتی: حدود 9 گزارش

این محاسبات نشان می‌دهند که به‌طور متوسط در هر 7 دقیقه (و حتی کمتر)، یک انسان در ایالات متحده در بستر پلتفرم تاکسی اینترنتی اوبر، قربانی نوعی از تعرض، آزار یا رفتار جنسی ناخواسته شده و آن را گزارش کرده است. این نرخ تکرار، فراتر از یک «حادثه» است؛ این یک «الگوی رفتاری سیستماتیک» در اکوسیستمی است که نظارت را فدای سودآوری کرده است.۳

اوبر
اوبر1

آناتومی یک سیستم معیوب: چرا تکنولوژی شکست خورد؟

چرا پلتفرمی که ادعا می‌کند با GPS و هویت دیجیتال، امن‌ترین سفر را فراهم می‌کند، به چنین آماری می‌رسد؟ پاسخ در مدل اقتصادی و حقوقی «اقتصاد گیگ» نهفته است.

توهم نظارت در سایه سرعت خدمات

اوبر و شرکت‌های مشابه، همواره بر فرآیندهای بررسی پیشینه رانندگان مانور می‌دهند؛ اما تحقیقات نشان می‌دهد که این بررسی‌ها اغلب سطحی و مبتنی بر پایگاه‌های داده‌ای ناقص هستند. در بسیاری از موارد، افرادی با سوابق خشونت‌آمیز توانسته‌اند از فیلترهای اوبر عبور کنند، زیرا سیستم اوبر برای «سرعت جذب نیرو» طراحی شده است، نه «دقت در گزینش». وقتی اولویت یک کسب‌وکار، کاهش زمان انتظار مسافر به زیر ۳ دقیقه باشد، سخت‌گیری‌های امنیتی اولین قربانی خواهد بود.4

پلتفرم به‌مثابه «واسطه»، نه «مسئول»

از منظر حقوقی، اوبر سال‌ها جنگیده تا خود را نه یک «شرکت حمل‌ونقل»، بلکه یک «شرکت فناوری» معرفی کند. این بازی با کلمات، هدفمند است. اگر اوبر یک شرکت حمل‌ونقل باشد، مسئولیت مستقیم امنیت مسافر با اوست. اما به‌عنوان یک «واسطه دیجیتال»، آن‌ها خود را از مسئولیت رفتارهای رانندگان (که پیمانکار مستقل نامیده می‌شوند) مبرا می‌دانند. این خلأ قانونی، حاشیه امنی برای شرکت ایجاد کرده، اما مسافران و رانندگان را در منطقه‌ای بی‌دفاع رها کرده است.5

نقد جریان فمینیستی سیلیکون‌ولی: استفاده ابزاری از زنان

سیلیکون‌ولی مهد شعارهای پرطمطراق درباره «توانمندسازی زنان» است. اوبر نیز با کمپین‌هایی نظیر «رانندگی برای زنان» تلاش کرده است خود را حامی استقلال مالی زنان نشان دهد. اما داده‌های تعرض جنسی، دروغین بودن این ادعا را ثابت می‌کنند.۲

جریان‌های فمینیستی لیبرال که با این شرکت‌ها همسو هستند، اغلب بر روی مسائلی مانند «تعداد زنان در هیئت‌مدیره» تمرکز می‌کنند، اما چشم بر روی «امنیت فیزیکی زنان در کف خیابان» می‌بندند. این جریان انحرافی، زن را به عنوان یک «نیروی کار ارزان» یا «مصرف‌کننده» می‌خواهد، نه انسانی که باید کرامت و امنیتش خط قرمز باشد.

عادی‌سازی ناامنی تحت لوای «آزادی»

فرهنگ مدرن که توسط این پلتفرم‌ها ترویج می‌شود، مفهوم «حریم خصوصی» و «احتیاط» را که در سنت‌ها ضامن امنیت زنان بود، به سخره می‌گیرد. سوار شدن در خودروی یک غریبه، که تا پیش از این یک «خطر» محسوب می‌شد، حالا به عنوان نمادی از «سبک زندگی مدرن و آزاد» تبلیغ می‌شود. این تغییر پارادایم، بدون ایجاد زیرساخت‌های امنیتی لازم، زنان را در معرض خطراتی قرار داده است که پیش‌تر وجود نداشت. آمار ۴۰۰ هزار گزارش، هزینه این عادی‌سازی خطرناک است.۲

رانندگان زن: قربانیان فراموش‌شده

در میان هیاهوی رسانه‌ای، یک گروه بزرگ از قربانیان نادیده گرفته می‌شوند: رانندگان زن. داده‌های تفکیکی نشان می‌دهد که درصد قابل‌توجهی از گزارش‌های تعرض، توسط رانندگان زن (علیه مسافران متخلف) ثبت شده است. زنانی که با وعده «کار منعطف» و «رئیس خود بودن» وارد این سیستم شده‌اند، خود را در محیطی بسته (خودرو) با مردانی غریبه می‌یابند، بدون هیچ محافظت فیزیکی یا پشتیبانی فوری.

سیستم امتیازدهی اوبر نیز وضعیت را بدتر می‌کند. رانندگان زن اغلب از ترس دریافت امتیاز پایین (که منجر به اخراج می‌شود)، رفتارهای آزاردهنده مسافران را تحمل می‌کنند و گزارش نمی‌دهند. این مصداق بارز بهره‌کشی مدرن از زنان است که تحت لوای «اقتصاد اشتراکی» پنهان شده است.

اوبر3
اوبر

تحلیل پیامدها: وقتی آمار تبدیل به تروما می‌شود

۴۰۰,۱۸۱ گزارش، یعنی ۴۰۰,۱۸۱ انسان که با سطحی از تروما مواجه شده‌اند. اما این اعداد در جامعه چه می‌کنند؟

  • بحران اعتماد اجتماعی: وقتی فضاهای عمومی و نیمه‌عمومی (مثل تاکسی‌های اینترنتی) ناامن می‌شوند، اعتماد اجتماعی فرومی‌ریزد. زنان مجبور می‌شوند همواره در حالت «گارد دفاعی» باشند. این اضطراب دائمی، فرسایش روانی ایجاد می‌کند که فراتر از لحظه حادثه است.
  • سازوکار سرکوب گزارش‌ها: بسیاری از این ۴۰۰ هزار مورد، هرگز به دادگاه نمی‌رسند. اوبر با استفاده از تیم‌های حقوقی قدرتمند و توافق‌نامه‌های محرمانگی (NDA)، قربانیان را وادار به سکوت کرده و با پرداخت مبالغی ناچیز، پرونده‌ها را مختومه می‌کند. این یعنی فرد متجاوز ممکن است از پلتفرم حذف شود، اما به دلیل عدم پیگرد قانونی، در جای دیگری از جامعه به رفتار خود ادامه دهد. اوبر با این کار، عملاً به «چرخه بازتولید خشونت» کمک می‌کند.

ارتباط ظلم مدرن به زنان و فروپاشی خانواده

آنچه در آمارهای وحشتناک اوبر می‌بینیم، تنها مشکل یک شرکت نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک بیماری عمیق‌تر در ساختار تمدن مدرن غربی است. برای درک ابعاد واقعی این فاجعه، ضروری است که دامنه این ناامنی را تا سطح بحران‌های نهاد خانواده رهگیری کنیم:

1. انتقال تروما به حریم خانواده: زنی که در مسیر بازگشت از کار یا دانشگاه، تجربه تعرض یا حتی ترس شدید از تعرض را دارد (که طبق آمار هر 7 دقیقه یک نفر به آن دچار می‌شود)، با کوله‌باری از اضطراب، خشم و حس تحقیر به خانه بازمی‌گردد. این آسیب‌های روانی درمان‌نشده، مستقیماً بر کیفیت روابط عاطفی با همسر و فرزندان اثر می‌گذارد. مطالعات روان‌شناسی نشان می‌دهد که قربانیان آزار جنسی، اغلب دچار اختلالات پس از سانحه (PTSD) می‌شوند که یکی از عوامل اصلی تعارضات زناشویی و سردی روابط است.

2. کالاسازی زن و سست شدن تعهد: فرهنگی که در آن پلتفرم‌های سرمایه‌داری، امنیت زنان را فدای سود می‌کنند و بدن زن را در معرض خطرات محاسبه‌شده قرار می‌دهند، به طور غیرمستقیم ارزش و کرامت زن را در جامعه پایین می‌آورد. وقتی جامعه (و قوانین حاکم بر شرکت‌ها) حرمت زن را نگه نمی‌دارد، این بی‌حرمتی به فرهنگ عمومی سرایت می‌کند.

3. رابطه مستقیم با طلاق: ظلم به زنان در قالب‌های مدرن (مثل ناامنی شغلی و فیزیکی در اقتصاد گیگ)، فشار روانی مضاعفی بر دوش آن‌ها می‌گذارد. زنی که در اجتماع احساس امنیت نمی‌کند، پناهگاه امنی برای ساختن خانواده ندارد. افزایش سطح استرس و ناامنی اجتماعی، همبستگی مستقیمی با کاهش آستانه تحمل و افزایش نرخ طلاق دارد. خانواده، سلول بنیادین جامعه است و وقتی امنیت نیمی از این سلول (زنان) توسط سودجویی شرکت‌ها تهدید شود، کل این ساختار رو به ویرانی می‌رود.

در نتیجه، تقابل با ساختارهایی که امنیت زنان را قربانی منافع اقتصادی می‌کنند، نه یک خواسته انحرافی فمینیستی، بلکه ضرورتی برای صیانت از بهداشت روانی جامعه و تحکیم بنیان خانواده است. ثبت ۴۰۰ هزار گزارش تعرض در سیستم اوبر، گواهی روشن بر این حقیقت است که الگوی توسعه با نقاب «پیشرفت فناوری»، در عمل به یک بن‌بست تاریک اخلاقی و اجتماعی منتهی شده است.

پیشنهاد ما:

آزار جنسی زنان فرانسه در حمل و نقل عمومی

منابع:

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *