همه دنبال اسمها هستند؛ کدوم سیاستمدار، کدوم سلبریتی.
ولی کسی نپرسید چی به سر دخترا اومده؛
دخترای ۱۴–۱۵ سالهای که بیپول بودن، بیقدرت بودن و بیصدا بودن.
اپستین با وعدهی درآمد و کار اونا رو به جزیرهش میبرد؛
اما وارد چرخهای میشدن که خروج نداشت؛
چیزی شبیه شهربازی پینوکیو.
هر قربانی، قربانی بعدی رو میآورد.
سالها این جنایت ادامه داشت.
چرا این فاجعه حدود ۲۰ سال دوم آورد؟
و در نهایت هم با کشته شدن مجرم اصلی، حقیقت نیمهکاره موند.
بدتر از اون، همهی رسانهها فقط پرسیدن اسم کیا تو لیسته؛
نه اینکه چطور این همه دختر تنها موندن و بهشون ظلم شد، یا اینکه چرا سیستمهای امنیتی جلوی این فاجعه رو نگرفتن.
واقعیت اینه که قدرت میتونه روایت دروغ بسازه و رسانه میتونه صدای حقیقت رو خفه کنه.
به نظرت، پروندهی اپستین فقط یه استثنا بود یا داستان تکراری دنیا؟
بدون دیدگاه